دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

162

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

- گونهء نخست آن است كه از موضع و به عنوان تبليغ رسالت رسيده است . خداوند خود دربارهء همين‌گونه فرموده : ( وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ) . « 1 » علوم معاد ، عجايب ملكوت و احكام و شرايع و نيز ضوابط و مقرراتى در عبادات و ارتفاقات ، « 2 » در اين‌گونه جاى مىگيرند . - گونهء دوم آن است كه از باب تبليغ رسالت نمىباشد . دربارهء همين دستهء اخير است كه فرمود : « من تنها يك انسان هستم . اگر شما را دربارهء دينتان به چيزى امر كردم آن را بپذيريد و بدان عمل كنيد و اگر به چيزى از رأى [ خويش ] فرمان دادم من تنها يك انسانم » . « 3 » هم دراين‌باره است كه در ماجراى تلقيح درختان خرما فرمود : « من تنها يك گمان كردم . مرا به گمان مگيريد ؛ اما آن هنگام كه از سوى خداوند به شما چيزى گفتم آن را بپذيريد و بدان عمل كنيد كه من بر خدا دروغ نمىبندم » . « 4 » طب از همين دست است . نيز آنجا كه فرمود « عليكم بالادهم الاقرح » « 5 » و آنجا كه

--> ( 1 ) . حشر ( 59 ) آيهء 7 : آنچه پيامبر شما را بدان فرمان داده است بگيريد و آنچه شما را از آن بازداشته است وانهيد . ( 2 ) . مقصود از ارتفاقات ، امور عمومى زندگى مردم است . ر . ك : دهلوى ، حجة الاسلام البالغه ، ص 80 - م . ( 3 ) . پيشتر در همين نوشتار ، منابع و متن حديث از نظر گذشت . ر . ك : صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 1835 ، ح 2362 . ( 4 ) . منابع و متن حديث پيشتر از نظر گذشت . ر . ك : صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 1835 ، ح 2361 - م . ( 5 ) . البته متن حديث در منابع اهل سنت اين‌گونه است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله دربارهء اسب‌ها فرمود : « خير الخيل الادهم الاقرح » ؛ بهترين اسب‌ها ، سياهان پيشانى سفيد هستند . به استناد همين حديث است كه بابى ويژه در كتب حديث گشوده و نيز مستحب دانسته‌اند اسبى كه به جهاد اختصاص داده مىشود از اين‌گونه باشد . براى آگاهى از سند و شرح حديث ر . ك : سنن ترمذى ، ج 4 ، ص 203 ، ح 1696 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 933 ، ح 2789 ؛ مسند احمد ، ج 5 ، ص 300 ، ح 22614 ؛ صحيح ابن حبان ، ج 10 ، ص 531 ، ح 4676 و پس از آن ؛ حاكم نيشابورى ، المستدرك على الصحيحين ، ج 2 ، ص 101 ، ح 2458 ؛ هيثمى ، موارد الظمآن ، ص 294 ، ح 1633 و پس از آن ؛ بيهقى ، سنن الكبرى ، ج 6 ، ص 330 ، ح 12674 و پس از آن ؛ طيالسى ، مسند الطيالسى ، ص 84 ، ح 604 ؛ رامهرمزى ، امثال الحديث ، ص 155 ، ح 123 ؛ منذرى ، الترغيب و الترهيب ، ج 2 ، ص 169 ؛ ديلمى ، الفردوس بمأثور الخطاب ، ج 2 ، ص 181 ، ح 2914 ؛ ابن عبد البر ، التمهيد ، ج 14 ، ص 101 ؛ مباركفورى ، تحفة الاحوذى ، ج 5 ، ص 283 ؛ مناوى ، فيض القدير ، ج 3 ، ص 470 و 471 . اين حديث در منابع شيعى نيز نقل شده است . براى نمونه ر . ك : ابن بابويه ، من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 283 ؛ سيد رضى ، المجازات النبويه ، ص 121 ؛ نورى ، مستدرك الوسائل ، ج 8 ، ص 256 - م .